|
منوی اصلی پیوندها |
جمعه 15/2/91 :: 11:56 عصر :: نویسنده : بهار
بیاببین خداچی آفریده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حتما با خودت میگی ایناچی هستند ولی باید بگم اینا همون چیزایی هستند که ما بهشون توجه نمیکنیم ولی وقتی عمیق نگاه میکنی تازه میفهمی آفرینش یعنی چی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دنیای ما پرازاین اسرار کوچیک نهفته فقط کافیه نگاهمون رو عمیق تر کنیم ................. حتی توزندگی معمولی که همیشه باهاش سرو کارداریم یادمون نره فقط برا یک بار زندگی میکنیم پس چقدر خوبه خوب ز ندگی کنیم با نگاه عمیق ........................................ به واقعیت ها وحقیقت ها اگه خوشتون اومد تونظرات بگین باز براتون بزارم موفق باشین موضوع مطلب : یکشنبه 27/1/91 :: 12:29 صبح :: نویسنده : بهار
نشسته بودم با خود می اندیشیدم به گذشته ها به آینده ها ................ به خود گفتم دراین عالم حیات کجای زندگی ایستاده ام به کجا رسیده ام در همین افکاربودم به جمله ای رسیدم : دیروز به خاطره ها پیوست وفردا معماست وامروز هدیه ای از سوی خدا برای من است یادمان باشد که همشه با حال باشیم هم باحال باشیم
موضوع مطلب : یکشنبه 6/1/91 :: 3:5 عصر :: نویسنده : بهار
سلامی دوباره به بهار ای بهار از راه رسیده قدمت مبارک منم بهارم بیا بهاری کنیم دنیا را تواز طبیعت شروع کن ومن از همین جا ....اما یه سوال قلبمان ؟؟؟؟؟ خدا آری اوست که فقط میتواند قلبمان رابهاری کند خدایا دوست داریم بهاری شویم چون میدانیم تو دوست داری که ما بهاری شویم خدایا بهاریمان کن آمین ........................ چقدر زیبایت که میتوانی جوانه های سبز کوچک را بر روی خاک ببینی چقدر زیباست وقتی به آسمان آبی نگاه میکنی چقدر آفرینش ریباست خدایا چقدر زیبا دوباره زمین را زنده کردی من هم این زیبایی را با نگاهم به طبیعت احساس کردم خدایا چقدر زیباست که قلبمان هم جوانه بزند به برکت ولطف رحمت تو ای خداوند خدایا عیدت مبارک خدایا یادم نرفته ما ممنون هستیم به خاطر اینکه هنوز میتوانیم طراوت بهار رااحساس کنیم وبالبخندمان از شما تشکر کنیم سال نو بر همگان مبارک موضوع مطلب :
یادمه وقتی که بچه بودم زمستونا کلی بازی میکردم سورسوره بازی گلوله بازی توسرمای زمستون بادستکش های قرمزم برفارو جمع میکردم تا آدم برفی درست کنم برفا از گوشه ی دستکشم که سوراخ بود دستامو خیس میکرد برااینکه گرم بشم بادهنم دستامو گرم میگردم دماغم قرمز میشد ولی خیلی مزه میداد وقتی لیز میخوردی یا دوستاتو درست نشونه میگرفتی عجب مزه ای میداد آخ یادش بخیر اما حالا دیگه خودمون رومشغول زندگی کردیم که دیگه دنبال آدم برفی نمیریم دیگه اون دستکش کاموایی نیست دیگه اون لبخند یخی با دماغ یخ زده نیست حالا دیگه بزرگ شدیم ولی ای کاش بزرگ نمیشدیم تودنیای پاک کودکانه قدم میزدیم آدم برفی میساختیم ای کاش ماآدما یاد بگیریم اینا رو فراموش وترک نکنیم ................. قابل توجه دوستان این آدم برفی ها تقدیم شما وروش پخت کیک آدم برفی هم براتون گذاشتم که توزمستون یخی آدم برفی گرم رو کنار آدم برفی سرد نوش جان کنید نظر یادتون نره.....................
کیک آدم برفی
موضوع مطلب : چهارشنبه 9/6/90 :: 12:52 عصر :: نویسنده : بهار
گذشت ماه بهاریمون مثل وزش یک باد ملایم از میون قلب کوچکمان وزید وگذشت هنوز هم خنکی این ماه تو دلامون پابر جاست هنوز هم مزه ی تلاوت اذان بامقدمه ربنا تو گوشمون داره زمزمه میشه ولی گذشت گذشت اون لحظه های پاک وناب وبهاری ..........
ای خدا چقدر دلمون تنگ میشه برای شب های قدرت خداجون دلمون برای سحری ها که با چشم های پف کرده خواب آلو تنگ میشه دلمون برای ماه زیبات تنگ میشه....
خداجون عیدت مبارک ممنون از اینکه ماروهم برای مهمونیت دعوت کردی خداجون عیدی میخوایم تواین روز قشنگ خداجون عاشقانه دوستت داریم خدا برامون دعاکن.......................
موضوع مطلب : |
||||